شما اینجا هستید: خانه / مقالات / مديريت / قوانین سرمایه‌گذاری هوشمند

قوانین سرمایه‌گذاری هوشمند

 

شما مسایل مالی خود را چگونه مدیریت می کنید؟ از کجا  بدانید چه سهامی را باید بخرید یا کدام یک را بفروشید؟ چه کاری برای بهتر شدن درآمد خود انجام دهید؟ چه زمانی باید سهام خود ر ا داشته باشید؟ چگونه باید از اشتباهات پرهزینه دوری کرد؟ آیا لازم است مشاور مالی برای خود بگیرید؟ پاسخ همه این سوال ها در شش ترفند سرمایه گذاری نهفته است.

1. به دیگران پول ندهید تا سرمایه شما را بر باد دهند

استخدام افرادی که فقط سرمایه شما را هدر می دهند، کار هوشمندانه ای نیست. اما ممکن است این اتفاق برای هر کسی رخ دهد. به طور مثال، شاید ندانسته مشاور مالی استخدام کنید که توان تشخیص ریسک های احتمالی و ضررهای آینده را نداشته باشد. یا پول شما را در حوزه اشتباهی سرمایه گذاری کند.شما خودتان هم باید مدیریت مالی را یاد بگیرید و احتیاط های لازم را انجام دهید. همچنین باید به محض احساس خطر، مشاور ناوارد را رد و مشاور مالی حرفه ای برای خود استخدام کنید.


2. داشتن برنامه مالی

سرمایه گذاری هوشمند به معنای دریافت سود در کوتاه ترین زمان نیست. بلکه روندی است که به سرمایه گذار اجازه می دهد تا بر طبق برنامه مالی صحیح و آینده نگرانه به اهداف مالی خود دست پیدا کند – که شامل موانع اقتصادی و استراتژی‌ای است که هدف آن محصولات مالی است و می تواند شما را با وجود موانع به اهداف خود نزدیک کند.به این معنا که سرمایه گذارهای مختلف، سرمایه گذاری های و استراتژی های متفاوتی نیز دارند. به طور مثال، افراد جوان تر، بیشتر به سمت سرمایه گذاری در زمینه هایی تمایل دارند که سریع به پول نقد و سوددهی برسد تا مثلا خانه بخرند یا ادامه تحصیل بدهند. افراد میان سال، شاید دوست داشته باشند روی استراتژی هایی متمرکز باشند که برای زمان بازنشستگی آنها سود و درآمد خوبی داشته باشد. افرادی که در دهه 60 زندگی خود قرار دارند نیز بیشتر به روش های سرمایه گذاری تمایل دارند که بیشترین بازگشت مالی را دارد.

 

3. دانستن اینکه چه دارایی را باید خرید و فروش کنید

پس از برنامه ریزی مالی، شما باید پیگیر دارایی در شرایط مختلف اقتصاد کلان باشید. سهام و کالاها همیشه با توسعه اقتصاد، افزایش می یابند در حالیکه اوراق قرضه در وضعیت بد اقتصادی، ارزش بیشتری پیدا می کند.  البته سرمایه گذاری هر کدام از این مسایل مالی با دیگری کاملا فرق دارد و دلیل آن نیز میزان عرضه و تقاضاهای متفاوت در کسب و کارهای مختلف استبه طور مثال، در بحران اقتصادی سال 2008 میلادی که همه دنیا را در بر گرفت، اوراق قرضه، نقش پررنگی در سرمایه گذاری داشتند زیرا سرمایه گذارها بیشتر تمایل به فروش سهام و محصولات خود را داشتند. منظور این است که نباید همه سرمایه خود را در یک حوزه ذخیره کنید.

4. دانستن اینکه چه سهامی را باید بخرید یا بفروشید

در حالیکه سرمایه گذارها نخستین قدم ها را پشت سر گذاشتند – به طور مثال، تعیین اینکه چگونه باید دارایی خود را در حوزه های مختلف سرمایه گذاری کنند –  آنها باید قدم دوم را بردارند. به طور مثال، تصمیم بگیرند چه نوع سهامی را خرید و فروش کنند.در این مورد باید سه مساله را در نظر داشت: مساله فنی، که از نمودار تجارت برای تعیین روند سهام های مختلف استفاده می کند. مساله ساختاری که از مسایل اقتصادی و نرخ های مالی برای تعیین ارزشمندی یا بی ارزشی سهام استفاده می کند. و سوم مسایل فرضی که در مورد کارهایی که سرمایه گذار باید انجام دهد، بحث می کند.
 

5. همیشه گوش به زنگ باشید

همیشه مراقب و گوش به زنگ بودن شامل: اول، دنبال کردن اهداف و اولویت های تعین شده در برنامه مالی است. دوم، دنبال کردن تخصیص های سرمایه ای است که اهداف و اولویت ها را دنبال می کند. و سوم، انتخاب سهام و اوراق بهاداری است که به رسیدن به اهداف شما کمک می کند.


6. همیشه باهوش و زیرک باشید


انسان ترکیبی از احساس و منطق است. احساسات از سیستم یک استفاده می کنند و بر اساس احساسات و درون‌یافته ها برای انسان تعیین می کنند چه مسیری را انتخاب کند. اما بخش منطقی و هوشمند با سیستم دو کار می کند. این بخش با سنجش و بررسی دلایل و تجزیه برنامه ها و اهداف سرمایه گذار، تصمیماتی برای او اتخاذ می کند که هیچ ارتباطی به افکار درونی و احساسات ندارد.

با اینکه سیستم های یک و دو کاملا مجزا از هم عمل می کنند اما هر دو بخشی از مغز انسان هستند و برای یکدیگر وظیفه تعیین می کنند. سیستم یک همیشه اول از همه به انگیزه های محیطی پاسخ می دهد و تفکر و اعتقاد تولید می کند. سیستم دوم نیز همیشه با استفاده از این اعتقادات به سیستم یک اجازه واکنش می دهد.

گاهی سیستم دو به پیامد اعتقادات سیستم یک شک دارد و به همین دلیل، آنها را تجزیه و تحلیل می کند و روشی متفاوت از آنچه سیستم یک ارایه کرده است، پیشنهاد می دهد. و ممکن است برای کنترل سیستم یک، قوانینی را تحمیل کند تا سیستم یک اشتباهات پرهزینه ای همچون خرید زیاد و فروش کم، سرمایه گذاری در بازاری که رول به افول است یا فروش برنده ها و نگهداری برنده را انجام ندهد. برای همیشه زیرک و هوشیار بودن باید احساسات و تصمیمات احساسی را به حداقل ممکن رساند و با چشمانی باز و آینده نگری سرمایه گذاری کرد.

مطالب داغ

درباره مهدی قربانی

مهدی قربانی هستم. علاقمند به بازاریابی و برندینگ هستم.سایت شخصی خودم در خصوص بازاریابی راه اندازی شده است.در اینجا من تمامی اندوخته ها و تازه هایی را که در این عرصه می آموزم با شما به اشتراک می گذارم.با نظراتتون در ارایه مطالب بهتر من را یاری کنید

یک نظری بگذارید

رفتن به بالا