شما اینجا هستید: خانه / حکایت جالب

آرشیو دسته: حکایت جالب

عضویت در خبرنامه<
داستان سرهنگ ساندرس و رستوران های KFC

داستان سرهنگ ساندرس و رستوران های KFC

سرهنگ ساندرس یک روز در منزل نشسته بود که در این میان نوه اش آمد و گفت: بابابزرگ این ماه برایم یک دوچرخه می خری؟او نوه اش را خیلی دوست می داشت، گفت: حتماً عزیزم. حساب کرد ماهی ۵۰۰ دلار حقوق بازنشستگی میگیرد و حتی در مخارج خانه هم می ماند. شروع کرد به خواندن ... متن کامل »

عملکرد خود را بسنجیم

عملکرد خود را بسنجیم

 کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره . مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد. پسرک پرسید: «خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط خانه ... متن کامل »

 باورهایتان را تغییر دهید تا دنیایتان تغییر کند!.

 باورهایتان را تغییر دهید تا دنیایتان تغییر کند!.

کودکی از مسئول سیرکی پرسید: چرا فیل به این بزرگی را با طنابی به این کوچکی و ضعیفی بسته اید؟ فیل میتواند با یک حرکت به راحتی خودش را آزاد کند و خیلی خطرناک است! صاحب فیل گفت: این فیل چنین کاری نمیتواند بکند. چون این فیل با این طناب ضعیف بسته نشده است. آن ... متن کامل »

پرواز بوفالوها

پرواز بوفالوها

می گویند وقتی می خواهند بوفالوها را شکار کنند کاری می کنند که رهبر و جلودار آنها به سمت پرتگاه برود تا بیفتد بعد همه بوفالوها یکی یکی به ته دره می افتند. اما غازها به شکل هشت پرواز می کنند و درتمام طول مسیر همیشه یک غاز در نوک هشت است و مرتب جایشان ... متن کامل »

شما با خودتان چه می کنید؟

شما با خودتان چه می کنید؟

یک شمش آهن را در نظر بگیرید که ارزش آن 5دلار است. اگر از این شمش آهن در کوره آهنگری,نعل اسب بسازید ارزش آن 10دلار خواهد شد. چنانچه همین شمش را به یک کارگاه سوزن سازی بدهیم,بهای سوزن های ساخته شده به3285دلار بالغ می شود. ولی اگر این شمش را به یک کارخانه ساعت سازی ... متن کامل »

بااحترام ،این روبان آبی تقدیم شما

بااحترام ،این روبان آبی تقدیم شما

آموزگارى تصمیم گرفت که از دانش‌آموزان کلاسش به شیوه جالبى قدردانى کند. او دانش‌آموزان را یکى‌یکى به جلوى کلاس می‌آورد و چگونگى اثرگذارى آن‌ها بر خودش را بازگو می‌کرد. آن گاه به سینه هر یک از آنان روبانى آبى رنگ می‌زد که روى آن با حروف طلایى نوشته شده بود: «من آدم تاثیرگذارى هستم.» سپس ... متن کامل »

اعتماد به نفس

اعتماد به نفس

مدير شرکتي روي نيمکتي در پارک نشسته بود و سرش را بين دستانش گرفته بود و به اين فکر مي‌کرد که آيا مي‌تواند شرکتش را از ورشکستگي نجات دهد يا نه. بدهي شرکت خيلي زياد شده بود و راهي براي بيرون آمدن از اين وضعيت نداشت. طلبکارها دائماً پيگير طلب خود بودند. فروشندگان مواد اوليه ... متن کامل »

فرصتی برای خود شناسی

فرصتی برای خود شناسی

پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد.پس آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند.یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شده و آماده شکار است. اما نمی‌دانم چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول ... متن کامل »

ما اخراج شدیم و این بهترین اتفاق زندگیمان بود

ما اخراج شدیم و این بهترین اتفاق زندگیمان بود

در این لحظه من چیزی را می‌دانم که شما از آن بی‌اطلاعید: من اخراج شدم و این بهترین اتفاق زندگی‌ من بود. من، هاروی مک‌کی از سال 1988 با بیش از 20 میلیون جلد کتاب فروخته شده در جهان همواره در پی آگاهی دادن به افراد مختلف جهت حفظ کارشان بودم اما از کارم اخراج ... متن کامل »

عملکرد خود را بسنجید

عملکرد خود را بسنجید

پسر كوچكي وارد مغازه اي شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روي جعبه رفت تا دستش به دكمه هاي تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش مي داد. پسرك پرسيد: «خانم، مي توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن هاي حياط خانه ... متن کامل »

راه حل

راه حل

هنگامی ‌که ناسا برنامه فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز کرد، با مشکل کوچکی روبرو شد. آنها دریافتند که خودکارهای موجود در فضای بدون ‌جاذبه کار نمی‌کنند. (جوهر خودکار به سمت پایین جریان نمی‌یابد و روی سطح کاغذ نمی‌ریزد.) برای حل این مشکل آنها شرکت مشاورین اندرسون را انتخاب‌کردند. تحقیقات بیش‌از یک دهه طول‌کشید، ۱۲میلیون ... متن کامل »

روش بازاریابی

روش بازاریابی

دو گدا تو یه خیابون شهر رم کنار هم نشسته بودن. یکیشون یه صلیب گذاشته بود جلوش، اون یکی یه ستاره داوود.. مردم زیادی که از اونجا رد میشدن به هر دو نگاه میکردن ولی فقط تو کلاه اونی که پشت صلیب نشسته بود پول مینداختن. یه کشیش که از اونجا رد میشد مدتی ایستاد ... متن کامل »

نمایش مطالب بیشتر
رفتن به بالا